بیرحم ترینند
کافیست جایی
کنارخیابون
تویه پاساژ
یا حتی تویه تاکسی
یکیشان بی پروا بیایند و با دل تو مماس شوند انوقت ناگاه بغض میکنی
و صحنه هایی برایه تو تداعی میشوند که مدتها
با خودِ لعنتی ات کلنجار رفتی که به زور جایی تویه اتاق هایه تاریک مغزت
زیر خروار ها دلیل و منطق بقچه پیچشان کنی و مثلن یادت برود
ان وقت شاید برایه چند لحظه میخکوب شوی و غرق شوی لایه همان بقچه پیچ هایه قایم شده
بعد با تمام توان بغضت را قورت بدهی و بگویی خب دنبال چی بودم
اهان داشتم دنبال فلان لباس میگشتم...
اما اون روز اون هفته و شاید اون ماه دیگه روز و هفته و ماه نمیشن
مگه تا کجا میشه گول زد...
علی رغم میل باتنیم
شاید فردا عازم سفرشیم
حلال کنید بنده رو
شاید جدی جدی برنگشتم دیگه

پی نوشت: اقایه پدرام صاحب وب حرف دل
من مجددن گوشزد میکنم که کامنت هایه اینجانب برای شما نمیان گویا
قررررررمزشم میکنم که اگه تشریف اوردید ببینید مستقیم:/
پی دوم نوشت: حرف خاصی نیست صرفن:|
برچسب: یاداور تولد شمسی اندروید,یاداور اندروید,یاداور فارسی,یاداور تولد برای اندروید,یاداور تولد اندروید,یاداور فارسی اندروید,یاداور دارو,یاداور واکسن هپاتیت,یاداور تولد,یاداور برای اندروید,
نویسنده: مریم عباسی