_: میدونم... خیلی از شاگردها مرید استادشون میشن
اقای کامیار: اما مولانا فقط مرید نبوده! دلباخته ی شمس بوده...
_ : تاوانشم داد! فراق فراق فراق
اقای کامیار: اوهوم... اما تاوان استادی که شیفته ی شاگردش میشه چیه؟
_ : عشق...
پی نوشت: اهنگ وبلاگمو دوسدارم خیلی
همین طور قالبمو...
پی دوم نوشت: یتیکه کوچیکی بود از چیزی که سالهاست باهاش زندگی میکنم...
شاید دیوونم:)
پی سوم نوشت: احتمالن اگه من یه ویلن بودم
و کسی قرار بود وجود من رو بنوازه
چیزی که از وجودم شنیده میشد
همین اهنگ وبم بود
پی اخر نوشت: بدبختی دارم من:|
دوماهه شعرمو کامل کردم فقط گیر بیت اولشم که بیاد
اما نمیاد:|
و در اخر: ای لاو یو اقایه کامیار:)
برچسب: منم و این صنم و عاشقی,منم و هدفونم,منم و چندتا قناری,منمو هوای تو,منم و تنهایی,منم و یه چشم بارونی,منم و یه آسمون بی دریغ,سیب سرخی منمو هوای تو,منم و ردای تنگی,منم و عهد الستم,
نویسنده: مریم عباسی