خرید بک لینک
تذکر مهم: اینم طولانیه

حوصلشو ندارید نخونید

دیروز داشتم با رفیقم میحرفیدم و جفتمون اعتراف کردیم که هیچوقت فکر نمیکردیم یه تابستونی بیاد

که ما دلمون بخواد زودتر بره و اول مهر شه

اصن کلن دیشب داشتم یه چیزایی فکر میکردم که همیشه براین باور بودم که ممکن نیست واسم اتفاق بیفته

ولی تویه یه برهه هایه زمانی دقیقن همون اتفاقات افتاد

بچه که بودم خیلی بچه دوران مهد کودک

وقتی سریالی میدیدم که توش طلاق اتفاق میفتاد هیچ وقت فکرنمیکردم شاید یروزی من جایه بچشون باشم

ولی در نهایت خیلی زود قسمت زیادی از ماجرایه طلاق رو تجربه کردم

توهمون سالها فکرنمیکردم روز اول مدرسه روز به اون سختی بدون مامانم باشم

ولی سال 82من بین حجم بچه هایی که دست مامانشون رو گرفته بودن

پیش مامانم نبودم

همیشه از روستایه آباواجدادیمون متنفر بودم و هیچ وقت باورم نمیشد حتی یکهفته اونجاباشم

اما روزگاریه جوری چرخید که مجبور شدم دوسال از زندگیم رو تو دوران راهنمایی اونجا حروم کنم

یا تو دوران تحصیلیم که معدلم از بیست تکون نمیخورد فکرمیکردم ممکن نیست روزی بیاد

که من تک داشته باشم و همیشه به بچه هایه شهریوری با یه تکبری نگاه میکردم

اما در نهایت سال اخر دبیرستان 2تا تک اوردم و سر یکیش بالاخره شدم شهریوری

اخر سرم با نمره 11 و هفتادوپنج ریاضی سال اخر رو پاس کردم

هیچ وقت فکر نمیکردم یکسال پشت کنکور لعنتی بمونم

همیشه میگفتم من یک ضرب بهترین دانشگاه قبولم

ولی اینطور نشد

تو دوران دبیرستان اونقدری غرور داشتم که تویه مخیلم هم نمیگنجید

پسری باشه که بتونه دست رد به سینم بزنه

اما تو در کمال ناباوری همین چند ماه پیش این کار رو کردی

یا مثلن تو دورانی که پیشم بودی اونقدر بهت علاقه داشتم

و باورت داشتم با وجود گذشته ی درخشانت هیچ رقمه تو کتم نمیرفت که

بخوای خیانت کنی اونم با رفیق فابم...

ولی چندماه پیش فهمیدم چققققققدر خوش خیالم...

بازم رفیق تو دمت گرم

که هوایه آجیتو داشتی

از معدود چیزایی هستی که واسم باقی موندی...

یکسی انگار تو زنگی همیشه یجایی نشسته تا ببینه

دلت به چی خوشه

و دقیقن همون رو ازت بگیره...

پی نوشت:

یه مطلب بس خوب داشتم که با وجود طولانی بودنش

میخواستم عطایش را به لقایش نبخشیده و بنویسمش اینجا

لیک

چون دیشب اکانت تلگراممو دیلیتیدم

آن نیز برفت از کف

حالا میجورمش در روزهایه آتی میهلمش بر اینجا

پی دوم نوشت: خداوند انشاالله همه ی ما را ادم کند...:|

بقول یه دوست قدیمی

و در اخر: ای لاو یو رفیق فابم...

برچسب: عنوان ندارد, نویسنده: مریم عباسی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 16:13

صفحه بندی